سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385
« خدا نمرده »
« چرا خدا را مرده پنداشته اید؟ چرا گمان می برید که خداوند نباید ونمی تواند با مخلوق وبنده ی خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق ومعشوق هیچ رابطه ای وجود ندارد ؟ مگر اساسی ترین ومهمترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست
پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب وغذای بنده ی خود بی اعتناست چگونه می توان تصور کرد که خداوند بخشنده ومهربان است؟ اصلأ چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه ای داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند؟ چرا نباید با بنده ی خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته وزمانی دیگر ساکت شده است واکنون در سکوت بسر می برد؟ ......
خداوند زنده وحاضر را بپرستید. زنده، سخن می گوید، محبت می کند، فعال است، زندگی می بخشد، تغییر می دهد ودگرگون می کند، زنده، می بیند، می شنود، می خواهد واراده می کند، آیا خالق ومحبود شما زنده
است؟ ............... »
« برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی »
سه شنبه چهاردهم آذر 1385
<< نزدیکی لحظه به لحظه >>
<هدف زندگی وراه سرور ورهایی همانا نزدیکی دایمی به خداوند است.انسان باید دایما ودرهر لحظه
در مسیر نزدیکی به خداوند، حرکت کند. او می بایست در هرحال ودر هر زمان به خداوند بازگشته وبه او نزدیک شود. هنگام بیداری وخواب، با سکوت وتفکر، با رویا وخواب دیدن، با تغذیه وتنفس، با عمل وکلام وبا کل ابعاد واجزاء زندگی خود.....>>
<<برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی >>
